سفارش تبلیغ
موسسه تبیان
پدرم گفت:.... - شب شعر
سخن در بند توست تا بر زبانش نرانى و چون گفتىاش تو در بند آنى ، پس زبانت را چنان نگهدار که درمت را و دینار . چه بسا سخنى که نعمتى را ربود و نقمتى را جلب نمود . [نهج البلاغه]
پدرم گفت:....
پدرم گفت:
یا شاعر شو یا شاطر
اشتباه کردم
نان در شاطری بود....
مهدی صفی یاری ::: چهارشنبه 18/3/90::: ساعت 10:51 عصر
نظرات دیگران:
نظر
>>امکانات <<
پست الکترونیک
شناسنامه
RSS
پارسی بلاگ
پارسی یار
در یاهو
>>اوقات شرعی <<
اوقات شرعی
>> درباره خودم <<
مهدی صفی یاری[100]
>> بازدیدهای وبلاگ <<
بازدید امروز:
32
بازدید دیروز:
19
کل بازدید :
24978
>>موسیقی وبلاگ<<
>>لینک دوستان<<
ESPERANCE55
مسأله شرعی
>>نوشته های پیشین<<
غزلی برا ی امام رئوف
مادر خورشید
کیف می کنم
مرا در برت بگیر
در نگاهت ...
یک شب غروب جاده
زیبایی تو
دستهایت را
پیرهن مشکی
برای تو که ضامن آهو شدی....روز آمدنت مبارک...
برای کسی که دیر کرده است
اگر شرط دیدن ماه بود
با موج تو قایق شدن اشکال ندارد
آن مرد انار و عشق
چقدر حرف دلم را به جاده ها بزنم؟!
[همه عناوین(100)]
>>لوگوی دوستان<<
>>جستجو در وبلاگ<<
جستجو:
>> موضوعات وبلاگ <<
>>اشتراک در خبرنامه<<
>>طراح قالب<<
رنـــــــــــــد